خرید بک لینک
میدونی چی این ادما جالبه؟؟؟همه ی ما با خاطراتموم زندگی می کنیمتلخی و شیرینی زندگی یاد می کنیم ولی هیچ وقت تعهداتی که به هم داشتیم و یادمون نمیاد!!!!!قولهایی که به هم دادیم و همدیگر و امیدوار کردیم فراموش می کنیم!!!!!اون عهد و پیمانی که با هم بستیم و قول دادیم در هر زمانی کنار هم باشیم و یادمون میره....مشکل همه ی ما اینه که یاد نگرفتیم اگه نمیتونیم کنار کسی باشیم قول الکی ندیمیاد نگرفتیم حرفمون بزنیم و برای خودمون پیش داوری و قضاوت نکنیمیاد نگرفتیم سوال کنیم و مشکل و حل کنیمما فقط ترک کردن بلدیم و محکوم کردن طرف مقابلمونوبدون اینکه شرایط فرد مقابل در نظر بگیریم میریم و اونو با کلی سوال بی پاسخ و درد و رنجی که بهش میدیم تنها میزاریمو مدام از خاطرات گذشته میگیمغافل از اینکه روی تعهداتی که گذاشته بودید حساب کرده و ما در نیمه راه تنهاش گذاشتیمدر سکوت منتظر میمونه، منتظر روزی که چراهای ذهنش پاسخ داده بشه...و این سکوت و انتظار روز به روز اونو از دنیا و زندگی دور می کنهانچنان دور که دیگه خودشم فراموش می کنه چه برسه به زندگی کردن!!!!!!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:14

تمام دلیل خوشبختی و انگیزه ادامه زندگیم شده بودرویای حال و آینده ای که با هر قدم برایم ساخت و پا به پایش رفتم ...نخواست که دلیل این خوشبختی بماند...شاید جای دیگر دلیل بهتری میتوانست پیدا کند...رفت ....................................و من ماندم میانه راهی که نه توان برگشت داشتم و نه پای رفتن ...روزگار است دیگر چه میشود کرد ؟؟؟؟؟!!!!برچسبها: روزهای بدون تو

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:14

زندگی بهم یه فرصت دیگه دادیه فرصت برای زندگی کردنیعنی خودمون خواستیم این فرصت و تجربه کنیمولی هیچ کدوممون آدمای قبل نبودیمآدمایی که چند سال پیش برای بودن کنار هم لحظه شماری می کردیمحتی آدمای چند ماه پیشم نبودیمبا ترس از دست دادن تمام احساساتمون فرومیخوردیمبه خودمون حق اظهار نظر نمیدادیماحساساتمون پشت یه لبخند قایم می کردیمو همه لحظه هامون با یه نقاب اشک و غصه هامونو قورت میدادیمنمیدونم هر دو اینجوری بودیم یا نه!!!برای من که اینجوری بوددیگه گله نمیکردماگه با حرفی، چیزی مخالف بودم سکوت می کردمدیگه توقع ای هم نداشتمفقط کنار هم بودیمفقط کنار هم...نمیدونم شاید به قول خودش داشتم خودمو خسته میکردم!!!"عمر تموم میشه علاقه که جای خود"آیا همه چیز مثل قبل میشه؟؟؟یا بعضی آرزوها مثل یه خاطر برای همیشه تووی قلبت میمونه و میشه شخصی ترین چیز زندگیت که فقط مال خودته...چه درد داشته باشه و چه لبخند چون دوسشون داری فقط مال خودته...

برچسب: نویسنده: کوروش مرادی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:14

صفحه بندی